تبليغاتX
کلبه’ دلتنگی یک دختر11ساله
 
بچه ها به زودي اينجا ميشه وب هواداراي محسن!!!!!!!!!!!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط maryam در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  |
 .
.
|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  |
 ؟؟؟
سلام دوستان حتما" شنيدين كه محسن تصادف كرده ولي خدارو شكر چيزيش نشده

خوب واسش آرزوي سلامتي ميكنم

باي تا بعد

|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  |
 سلام
سلام

خوبین

چه خبرا

منم خوبم

یعنی بد نیستم آخه دارم می میرم از سر درد!!!

راستی اون روز شعرا قشنگ بودن؟

تازه داشتم رمان میخوندم خیلی چرت بود ۷۳۰ صفحه بود

این دختره خل وچل رفت کارت داد به پسره گفت کارت عروسیمه میخواست کفرشو دراره!

پسره کارته رو انداختش دختره برداشت بازش کرد گفت مسعود به شوهرم توهین نکن پسره اسمشو نگاه کرد گفت این که منم مسعود کامیار!!!

خیلی چرت بود وقت تلف کردم!

اسمش تا ته دنیا بود!!!

بگذریم برم من

بای

 

|+| نوشته شده توسط maryam در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388  |
 ...
...
|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه بیست و سوم مرداد 1388  |
 ...
...
|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه بیست و سوم مرداد 1388  |
 ...
...
|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه بیست و سوم مرداد 1388  |
 ...
...
|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه بیست و سوم مرداد 1388  |
 ...
...
|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه بیست و سوم مرداد 1388  |
 ...
سلام

گل پسر شاید باورت نشه اما باید باور کنی

بچه ها واسه لینک باید بگم هرکی خواست منو با اسم "کلبه’ دلتنگی یک دختر11ساله" بلینکید و بگیدبا چه اسمی بلینکمتون

همین!

بای

|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه نهم مرداد 1388  |
 ...
سلام سلام سلام

خوبین که؟

منم خوبم!

میلاد جان من وقتشو ندارم ولی فقط به خاطر تو قالبو عوض میکنم البته حال ندارم دنبال قالب بگردم ولی یه قالب ساده میزارم!


راستی ویژه برنامه عید مبعث رو که دیدین؟

محسن مجری بود!

من که باورم نمیشد!

محسن؟اجرا؟!؟!؟!؟!

تعجب آوره!

بگذریم

آهنگ جدید تتلو و طمه رو شنیدین؟

خیلی باحاله!

میگه:


وای که چه حالیه،همه چی عالیه!

خوش میگذره با این که جیب من خالیه!!


خیلی باحاله واسه دانلود برید رپفااااااااااااااااااااااااا

قرار بود دیر به دیر بیام ولی دیشب تا صبح داشتم جومونگ نگاه میکردم نیومدم نت حالا اومدم!

دوباره ساعت ۱۱ یا ۱۲ میخوابم ۹ شب بیدار میشم!

راستی من از حسین اکبری مجریه برنامه عصربخیربچه ها هم خوشم میاد اون شب داشتم کیلیپا ترانه مادری و سلام بهار و ماه محبوب و بوم سفید و یه کیلیپ از اجرای محسن که واسه عید مبعث رفته بود شیراز رو نگاه میکردم آجیمم نشسته بود گفت اه اه اه... چیه این حسین؟ به یه تار موی محسن نمیرسه!

من که تعجب کرده بودم!

گفت حالا تو حال میکنی من دارم اینارو نگاه میکنم...

گفتم:برو بابا بچه فکر کرده کیه بچه پر روووووووووووووووووووووووووو!

بگذریم...


بایست و یک جمله بگو تکلیف دلی که عاشق کردی چیست؟؟؟؟

تو که نیستی خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست

دیگه هیچی تو این زندگی اون جوری که میخوام نیست

من از غم مینویسنم  مینویسم که بخونی

من از دل مینویسم که غم عشق رو بدونی


اگر روزی مقدر شد که با اشکت وضو سازم

خدا داند که با چشمت هزاران قبله می سازم.


قلب خسته ی منو بیدار کردی…چشم تنهای منو بی خواب کردی…

بعد بی خبر خودتو خواب کردی….عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..


بسوزد خانه ی لیلی و مجنون كه رسم عاشقی در عالم انداخت

 اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمی شد

مواظب خودتون باشید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
خدافظ
|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه هشتم مرداد 1388  |
 میرم...
سلام ببخشید چند وقت نبودم وقتشو نداشتم من در ۲۴ ساعت ۱ساعت و نیم وقت دارم که همشو ساعت ۱۲ شب تموم میکنم!

سحر و سپیده ی عزیز منو ببخشید اومدم وبتون ولی نتونستم نظر بدم چون من نمیتونم تو بلاگفا نظر بدم منو ببخشید سفر به خیر عزیزان

راستی من مثل همه ی اونایی نیستم که میگفتن ما سلام بهاریم وب زدن ولی الان وبلاگ ها بی صاحابه!

نمیگم خداحافظ چون قراره بازم بیام پس میگم مواظب خودتون باشید


منو تو وقتی با همیم دو نفریم،اما من و تو وقتی جدا میشیم چهار نفریم:تو و  تنهائیات،من و خاطره هات!
محسن عاشقتم

|+| نوشته شده توسط maryam در چهارشنبه هفتم مرداد 1388  |
 ...
پسر یخی ایمیلتو بفرست واسم

m_omd@yahoo.com

بای

|+| نوشته شده توسط maryam در سه شنبه شانزدهم تیر 1388  |
 باز دوباره جواب!
سلامی دوباره!

صدای باران به وب لاگ ت سر زدم خیلی خشگله عزیزم...

ناصر جان جوابتو دادم بایدم بگم شما که از من بدتری!

البته خوب بگذریم چون این وب عمومیه نمیتونم جوابتو درست بدم!پس احتران م خودتو نگه دار!

خوب تو که نظر خصوصی دادی الان آیدیتو آدد میکنم!

بدرود دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

|+| نوشته شده توسط maryam در سه شنبه شانزدهم تیر 1388  |
 ...
سلام دوستان ممنون از نظراتتون من چندوقت نبودم ولی خوب اومدم!

نبودم ولی آمدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آقا من دارم رو کارم تمرکز میکنم!

مثلا" دانستنی لطیفه و ...(غیره و غیره)

حفظ و اجرا البته برای خودم اجرا میکنم!

در واقع نمیدونمگفتم یا نه من میخوام راه محسنو که میخواد بره و راه سلام بهارو البته اگه بزترن ادامه بدم!

ادامه میدم و میبینید!

ممنون از همراهیتون

راستی هر کی میخواد نظر بده منم همون موقع جوابشو میدم!

بدرود دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

|+| نوشته شده توسط maryam در سه شنبه شانزدهم تیر 1388  |
 بازیگر میشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام اومدم بگم اینو چون دیگه تکلیفم معلوم شد هرکی کنجکاو بود بدونه واینو بخونه(محصوصا" آقای آبدینی!) :

من میدونم که محسن تا چند سال دیگه دیگه کار نمیکنه پس من بازیگر میشم تا جای محسن رو پر کنم همین در ضمن نخندین من قیافم خیلی خوبه وخوشگلم صدامم قشنگه دیگه چی میخواد استعداد که به قول زن عموم من استعداد هرچیزی رو دارم فقط درسمه که اصلا" احتیاج به خوندن نداره چون سر کلاس حفظ میکنم فقط قبل از امتحان یه دوره کافیه!

من برم...

به قول کیوان بدرود

ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

|+| نوشته شده توسط maryam در چهارشنبه سوم تیر 1388  |
 ...
سلام آقارضا ممنون به وبت سر زدم...

راستی اگه کسی همون موقع که می آپم نظربده من هم همون موقع می جوابم!

به قول داش کیوان

بدرود

دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

داش کیوان(همراه شو عزیز...)(کیوان ساکت اف)

|+| نوشته شده توسط maryam در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 ...
آقای آبدینی ممنون ازدلسوزیتون ولی اینو بدونیدکه من به خودم  مطمئنم ومواظب خودم هستم گرچه هیچ کس نمیتونه منو بپیچونه اگرم کسیقصدپیچوندن منوداره همین حالا بگه ببنیم چیجورمیخوان بپیچونن!

و

آقا یا خانوم یه دوست بایدبهتون بگم که من بیکار نیستم که باشما دوست ویا آشنا بشم!

و راستی آقای آبدینی من دیروز همون موقع که نظر دادین خواستم جوابتونو بدم ولی نشد اما باید بگم من واس این عاشق سلام بهارشدم چون باعث شد خودمو پیداکنم!

من اصلا" علاقه به این شغلی که دلم میخواد اون کاره بشم نداشتم وفقط زمانی که سلام بهارتموم شد من خودمو پیداکردم تا چندوقت دیگه یاشایدم سالها بعد بتونید همه منو ببینیددرضمن توی خونمون هیچ کس حق نداره اسم محسن وکیوانو بیاره چون من بهشون میگم داداشی واینو هم میدونم که آخرش میبینمشون...اینو مطمئنم!

آقای آبدینی بدونید من نمیخوام نویسنده بشم به زودی میفهمین تاچندوقت دیگه اگه شد اسم بقیه ی وب لاگ هامو میگم به همه...

فقط هرکسی به این وبلاگ س رمیزنه واس اینکه انتقالیمون درست بشه دعاکنه در ضمن این فال حافظ ها که توی نت هست تو سایت بهار-۲۰ اونا جوابشون درسته چون من هرچی میزنم درست جواب همونه که میخوام!!!!

ممنون که به این وب لاگ سرمیزنید و منوبا نظرهاتون حمایت میکنید...

مریم

|+| نوشته شده توسط maryam در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 جواب
سلام اومدم بگم؟؟؟؟؟جان من گفتم فکر کنم این زمان بود درهر حال ممنون که گفتی...
|+| نوشته شده توسط maryam در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
 ...
سلام ن اومدم بگم که آقارضا ممنونم ولی من به کمک کسی احتیاج ندارم همین.من از برنامه ی سلام بهار خوشم میومد فقط همین!واین چیزارو واسه خودم ودلم مینویسم والان هم با کیوان ساکت اف مجری این برنامه در ارتباط هستم در ضمن من بیشتر از یک انسان بالغ میفهمم یعنی مخ من به اندازه ی مغز یک آدم۳۰سالست وهمین در ضمن من ۳تا سیم کارت دارم وگوشیم هم  سامسونگu700 حالا هم اومدم همینو بگم که من بچه نیستم...راستی همین جور که جواب شهریار خان رو دادم من 6وب در بلاگفا و 1وب در پرشین بلاگ دارم...وفقط گفتم اگه نمیدونید بدونید...

ممنون...

وبه قول کیوان جونم ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم:

تا درودی دیگر بدرود.........................

|+| نوشته شده توسط maryam در یکشنبه دهم خرداد 1388  |
 ...
دیشب ساعت ۱ از خواب پریدم داشتم خواب کیوان رومیدیدم  اما شانسم توی اتاق خودمنبودم توی اتاق خواهرم بودم ونمیتونستم گریه کنم اما چند قطره اشک ریختم...

|+| نوشته شده توسط maryam در شنبه نهم خرداد 1388  |
 شمارش معکوس

امروز درست 2 ساله و1ماهه و2روزه که ندیدمت یه حرفی مونده تودلم که دلم میخواد بگم بهت که دوست دارم بهت بگم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم...

 

وقتی نگات یادم میاد،قشنیات یادم میاد،یادم میادیگفتی بهم دلم میگه شاید دیگه نبینمت نبینمت نبینمت نبینمت نبینمت...

گفتی دیگه شاید دیگه نبینمت...


یک بوم سفید مونده بود واسم که کیوان رفت
|+| نوشته شده توسط maryam در شنبه نهم خرداد 1388  |
 عاشقی...
عاشق شدم کاش ندونه دست دلم رو نخونه اگه بدونه میدونم دیگه بامن نمیمونه!!!!!!!!!!!!
دلم واسه دوستم تنگ شدهاز دیشب تا حالا ازش خبر ندارم آخه گوشیش دست مامانشه! مامانش گوشیشو فروخته نمیره هم بخره وفقط گوشی زهرا رو برمیداره!!!!!!!!!!!!!!!

زهرااینا واسه مدرسه ها میرن اهواز واقعا" دلم واسش تنگ میشه...ما هم میخوایم بریم تهران اما فاطمه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


عاشقی بد دردیه کیوان گرفتارش شدم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بدرود

 

|+| نوشته شده توسط maryam در جمعه هشتم خرداد 1388  |
 ...
خط به خط,
کلمه به کلمه برای تو مینویسم,
برای تو که تا همیشه هستی ولی پنهانت کرده ام,
برای کودک درونم...
بغض گلوم روگرفته اما نمیتونم گریه کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید من خیلی احساساتی ام اما نمیدونم چیجور حسم رو بگم!!!!!!!!!!!!

من دلم میخواد مجری بشم،اما هیچ کس باورش نمیشه!

به عموم میگم:علی به نظرت چی کاره بشم؟

میگه:نمیدونم!

بهش میگم:علی دوست دارم مجری بشم!

میگه:تو ومجری گری!امکان نداره!!!!!!!!!!!!!


امیدوارم روزی یکی پیدا بشه ومنو درک کنه!؟

ترس دارم ازهمه کس ازهمه چیز...!

نمیتونم با کسی درد دل کنم!به نظرم میگن اون احمقه اما...

زن عموهام میگن تو استعداد همه چیزو داری عمم هم میگه اما مشکل اینه نوجونم!

نوجونی فصل بی قراریه....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه هفتم خرداد 1388  |
 سلام بهار

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

.

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه هفتم خرداد 1388  |
 نمیدونم!
وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار امدنش نشستم

وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد

من او را دوست می داشتم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی که او تمام شد

من اغاز شدم

و چه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه هفتم خرداد 1388  |
 سلام
ما تعبیر رویایی بودیم که دیروز برای امروز دیده بود،پس سلام بر امروز سلام بر بهار سلام بهار خدا نگهدار...

|+| نوشته شده توسط maryam در پنجشنبه هفتم خرداد 1388  |
 
 
بالا